شيخ ذبيح الله محلاتى

27

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

رحيب دراع بالتى لا تشينه * و ان كانت الفحشاء ضاق بها ذرعا گفت چقدر سزاوار است كسى كه خداى تعالى لباس نعمت به او پوشانيد و سحاب نضارت و خوش‌گوارى بر سر او سايه انداخته كه وانگذارد نفس خودش را يله و رها بلكه او را در بند و زنجير عبادت بدارد قبل از اينكه رشته عمرش گسيخته شود تا اينكه بعفو و مغفرت پروردگار خود نائل شود سپس روى به اميت كه پسر او بود كرد و گفت به خدا قسم آنچه اموال بدست او مىآمد انفاق مىكرد و براى شكم خود ذخيره نمىنمود و امرى براى عيال خود عهده‌دار نبود سپس شعرى انشاء كرد كه مضمونش اين است كه اين پسر من طويل الباع واسع الصدر بامورى مشغول بود كه موجب سرشكستگى و قباحت و زشتى نبود و دست او از گناهان كوتاه بود بانوئى كه براى فرزند خود مرثيه گفته در كتاب مذكور گويد زنى از اعراب را در مرگ پسرش تعزيت گفته‌اند آن زن در جواب گفت ( إنّ فقدى ايّاه آمننى كل فقد سواه و ان مصيبتى به هونت علىّ المصائب ) . يعنى همانا از دست رفتن فرزند من بعد از او هر چيز از دست من برود بر من دشوار نيست و هر مصيبتى بر من وارد بشود سهل است بعد از مصيبت من به اين فرزند اين وقت اين اشعار را انشاء كرد . من شاء بعدك فليمت * فعليك كنت احاذر كنت السواد لناظرى * فبكى عليك الناظر ليت المنازل و الديار حفائر و مقابر * انى و غيرى لا محالة حيث صرت لصائر يعنى هركه مىخواهد بعد از تو بميرد فقط من بر تو خائف بودم چون تو نور عين و انسان ديدهء من بودى اكنون همان چشم بر تو گريان است اىكاش منازل و شهرها همه حفيره و قبرستان بودى براى اينكه من و غير من بالاخره فرودگاه ما همان فرودگاه